مؤلف مجهول

مقدمه 26

تفسير قرآن پاك ( فارسى )

مدوّر آمده است . پس از هرآيه ، نشانه‌هاى شرحى كه به زبان عربى نوشته شده است تا حدودى به خطّ بهارى مشابهت دارد . در عبارتهاى خطّ فارسى ، روى بعضى كلمات مشكل از حركات مختلف استفاده شده است . علامت ضمّه بر خلاف شيوهء امروزى ، كمى حالت عمودى دارد و چشمش كاملا بسته است . علامت فتحه و كسره گاهى مطابق با شيوهء امروزى [ يعنى أَ ، إِ ] است و گاهى كج است . كجى آن از چپ به راست است . نمونه : - ، - فتحهء كج براى ياى مجهول به كار رفته است . براى وقف [ esuaP ] از علامت دائره استفاده شده كه در وسط آن نقطه‌اى گذارده شده است . اكنون به شيوهء املايى حروف مىپردازيم : الف 1 . روى الف ممدوده هميشه علامت مدّ گذارده شده است ، به استثناى عباراتى كه به خطّ كوفى است . غالبا مدّ به سر الف چسبيده است . نمونه : آن ، آمد ، آنك . 2 . كلماتى مثل دعوى ، اسحق ، سليمان ، ابراهيم ، عليه السّلام ، مصطفى ، موسى ، عيسى ، هارون ، تعالى ، زكات ، لاكن و غيره مطلقا بدون الف نوشته شده است ، يعنى : دعوى ، اسحق ، سليمن ، ابرهيم ، عليه السلم ، مصطفى ، موسى ، عيسى ، هرون ، تعلى ، زكات ، لكن . 3 . الف مركب اگر به حرف قبل از خود پيوسته باشد ، نوك آن از سر سطح پايين‌تر آمده و دم دارد . نمونه : جادوى ، نيا ، ميان و غيره . مىگويند كه الف دم‌دار از سريانى گرفته شده است و از سدهء دوم هجرى به بعد در نوشته‌ها و كتابها وارد شده و در نوشته‌هايى تا قرن هفتم هجرى ديده مىشود . نسخه‌اى خطّى مورّخ 666 ه كه در خراسان كتابت شده ، الف دم‌دار را دارد . اما در همان قرن ، اين الف متروك مىشود . نكتهء جالب توجّه اينجاست كه الف دم‌دار در هند نيز بوده ، اگر چه عموميت نداشته است ، چنان‌كه در سنگ‌نوشته‌اى مورّخ 654 ه